بستن
تبلیغات در نی نی وبلاگ
رادین همه زندگی
رادین همه زندگی
گل پسرم
تاريخ : پنجشنبه 31 / 1 / 1391 | نویسنده : مامان و بابا
بازدید : مرتبه

رادین جون بهار 91




موضوع :
تاريخ : سه شنبه 2 / 3 / 1391 | نویسنده : مامان و بابا
بازدید : 4 مرتبه

سلام عزیز دلم

رادینم عزیز دل مامان  الان که می خوام برات بنویسم شما در حال گشت وگذار در خونه هستی البته به  روش خودت ، منظور از روش خودت نوع حرکتت هست که خیلی با مزه است آخه به جای اینکه چهار دست وپا بری با چندین بار غلت زدن جابجا می شی وهر جا دوست داری سرک می کشی .

تا ازت غافل می شم می بینم روی سرامیک هستی وداری به سمت عقب خودتو می کشی چیزی شبیه سر خوردن.

صداهای بامزه ای از خودت زمان بازی کردن در میاری که من وبابایی کلی برات کیف می کنیم.

تا پشت پنجره می برمت شروع می کنی به حرف زدن وپشت سر هم می گی   دددددد.............

خیلی ددری شدی ودیگه عصر که می شه  دد می خوای.

عاشق دد گفتنت هستم عزیز دلم.

وقتی خوابت میاد یا اینکه گشنه ات می شه با ما...ما...مه....صدام می زنی.

هنوز با غذا خوردن مشکل داری به سختی غذای خودت رو می خوری اما با اشتها از غذای سفره می خوری.

سیب رو خیلی دوست داری وتنها چیزی هستش که هنوز با اشتها می خوری.

موز بعضی وقت ها می خوری وبعضی وقتها هیچگونه میلی نداری.

به شدت از زرده تخم مرغ وماست بدت میاد .

لثه ات ورم کرده اما هنوز خبری از دندون نیست.

بازی کردن با بچه ها رو خیلی دوست داری به خصوص بازی با توپ..

وقتی توپی برات می اندازیم کلی می خندی وتوپ رو به دستت می گیری وبه زوایای مختلف پرتاب می کنی و منتظر پاسخ از طرف مقابل میشی.

وقتی تلفن به دستت می افته دیگه به دست ما نمی رسه ، تا کلی براندازش نکنی وشماره نگیری  دست بردار نیستی ، بعضی وقت ها می بینم داری به زبان خودت حرف می زنی که می فهمم شماره یه بنده خدایی رو گرفتی.....

رادین جون خیلی خیلی دوستت دارم .

 




موضوع :
تاريخ : سه شنبه 26 / 2 / 1391 | نویسنده : مامان و بابا
بازدید : 8 مرتبه

احساس خوبی ندارم ،  دلم گرفته آخه به هر کجا نگاه می کنم تاریکه مثل اینکه غم شهرمون رو پر کرده آخه چرا مگه الان زیباترین فصل سال نیست مگه نباید از هوای پر از اکسیژن اردیبهشت ماه حداکثر استفاده را بکنیم پس چه شد که اینجوری هوای شهرمون گرفت  ؟ 

باز هم طوفان شن در کشور عراق ، باز هم ورود  ریزگردها  به  شهر زیبای من ، باز هم این غبار غم انگیز در کوچه کوچه شهرم  ، بر روی درختان بر روی شکوفه های بهاری  و چمن هایی که دیگر سبز نیستند ، چه دردناک است  وقتی  آسمان را آبی نمی بینم ، مثل همیشه به امید دیدن کوه روبروی خانه مان پشت پنجره می روم  اما آنقدر غبار هست که دیگر اثری از کوه  معلوم نیست و کودک من اینچنین اولین بهار زندگیش را تجربه می کند .

اینجا کودکان معصومی هستند که حق دارند از هوای پاک تنفس کنند ! چرا کسی به فکر آنها نیست؟ آیا واقعا نمی شود کاری کرد؟

پسر من ، رادینم  با هر نفسی که در این هوای خاک آلود می کشی ، قلبم به درد می آید.

خدای مهربون به خاطر معصومیت همه کودکان همانطور که همیشه کمکمون کردی ،  کمکمون کن .

 




موضوع :
تاريخ : پنجشنبه 28 / 2 / 1391 | نویسنده : مامان و بابا
بازدید : 36 مرتبه
مطلب مورد نظر رمز دارد.
لطفا رمز عبور مربوط به مطلب را وارد کرده ، دکمه تایید را کلیک کنید.



موضوع :
تاريخ : پنجشنبه 21 / 2 / 1391 | نویسنده : مامان و بابا
بازدید : 22 مرتبه

یاس ها عطرشان را از بوی تن تو به عاریت می گیرند. شبنم، گل واژه اشک های توست ای شقایق دشتستان صبوری؛ ای هم آغوش پروانه ها؛ ای صفای گل سرخ؛ ای نرگس عشق؛ ای اقاقیای محبت؛ تو شمیم گل محمدی و رایحه گل نسترنی. مادر، تو از همه گل ها زیباتر و از همه آنها خوش بوتری، در سالروز یاد تو، عطر همه گل های شکفته را نثار وجودت می کنم.

 




موضوع :
تاريخ : دوشنبه 4 / 2 / 1391 | نویسنده : مامان و بابا
بازدید : 114 مرتبه
مطلب مورد نظر رمز دارد.
لطفا رمز عبور مربوط به مطلب را وارد کرده ، دکمه تایید را کلیک کنید.



موضوع :
تاريخ : دوشنبه 4 / 2 / 1391 | نویسنده : مامان و بابا
بازدید : 98 مرتبه
مطلب مورد نظر رمز دارد.
لطفا رمز عبور مربوط به مطلب را وارد کرده ، دکمه تایید را کلیک کنید.



موضوع :
تاريخ : دوشنبه 28 / 1 / 1391 | نویسنده : مامان و بابا
بازدید : 43 مرتبه

سلام رادین جونم

خیلی وقته نتونستم یه دل مفصل برات بنویسم  هنوز خاطرات نوروز رو برات ننوشتم  می دونی دلیلش چیه به خاطر اینه که سرم حسابی به کار و امتحان وکلاس های ضمن خدمت گرمه وقتی هم که میام خونه باید همش به شما رسیدگی کنم ودیگه وفتی برام نمی مونه که آپ کنم  حرف برای گفتن زیاد دارم اما با یکم تاخیر میام و برات می نویسم. 

از همه دوستانی هم که بهمون سر می زنند ممنونم و اگه دیر جواب کامنت هاشون رو میدم عذر می خوام  در اولین فرصت به همه دوستان سر می زنم. 




موضوع :
تاريخ : دوشنبه 21 / 1 / 1391 | نویسنده : مامان و بابا
بازدید : 57 مرتبه

سلام رادين جونم

عزيز دلم  نمي دوني چقدر خوشحالم آخه امروز كارهاي جديد ياد گرفتي ، براي اولين بار روي دست هاوپاهات بلند شدي  دوبار تكرار كردي  وهر بار به جاي جلو امدن به عقب مي رفتي .

وقتي هم حمومت بردم كلي ذوق كردي مثل هميشه اسباب بازي هاي  حمومت رو بردم  ووقتي داخل وان حمام گذاشتمت به اسباب بازي هات توجه نكردي، يكم نگاه آب كردي و با تعجب خاصي خواستي آب رو بگيري ديدي نمي شه  وبعد با دستت يه ضربه به آب زدي خوشت اومد وشروع كردي دو دستي به آب ضربه زدن  واي نمي دوني چه انرژي مصرف مي كردي قيافه ات خيلي بامزه شده بود.

 




موضوع :
تاريخ : يکشنبه 6 / 1 / 1391 | نویسنده : مامان و بابا
بازدید : 98 مرتبه

کنجکاوی رادین در سبزه های بهار




موضوع :
تاريخ : پنجشنبه 3 / 1 / 1391 | نویسنده : مامان و بابا
بازدید : 200 مرتبه
مطلب مورد نظر رمز دارد.
لطفا رمز عبور مربوط به مطلب را وارد کرده ، دکمه تایید را کلیک کنید.



موضوع :
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 10 صفحه بعد
آرشیو مطالب
آخرین مطالب
پيوند هاي روزانه
صفحات جداگانه
آمار سايت
افراد آنلاین : 3 نفر
بازديدهاي امروز : 197 نفر
بازديدهاي ديروز : 362 نفر
بازدید هفته قبل : 1383 نفر
كل بازديدها : 61474 نفر